مقدّمۀ فارسی سیّدمحمّدحسن موسوی خوانساری بر سبیل‌الرشاد

مقدّمۀ فارسی سیّدمحمّدحسن موسوی خوانساری (نجفی‌زاده) برسبیل‌الرشاد فی شرح نجاۃالعباد*

تألیف سیّدابوتراب خوانساری نجفی (1271- 1346ه.ق)

Foreword by Sayyid Muḥammad Ḥasan Mūsawī Khānsārī (Naǧafīzādih)

to

Sabīl al-Raŝād fī Šarh̲ al-Niāt al-ʿIbād

by

Sayyid Abū Turāb  Ḫwānsārī Naǧafī (1271-1346 AH)

نسخۀ PDF (eBook): 
Go to Google Drive

 

 دست‌نوشتۀ سیّدمحمّدحسن نجفی‌زاده بر سبیل‌الرشاد

Sayyid Muḥammad Ḥasan Naǧafīzādih’s  Manuscript to Sabīl al Raŝād fī Šarh̲ al Niāt al Ibād

Go to Google Drive

Ò

بسم ​اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

 سپاس خداوندی را که آفریدگار بندگان و گسترانندۀ زمین و  روزی‌دهندۀ انسان‌ها در هر جمعی است؛ و درود و سلام بر راهنمایان به راه درست و نشان‌های هدایت و استواری در این راه، محمّد، فرستاده بر عموم مردم از هر سرزمینی و اهل بیت و خاندان او که امانت‌​داران خدای رحمان و شفیعان انس و جن در دنیا و آخرت هستند.

حقیر نیازمند به خداوند بی‌نیاز، محمّدحسن موسوی خوانساری، که خداوند قلم عفو بر معاصی و گناهانش بکشد، و او را در این ایّام کوتاه عمرش با طاعت خود یاری کند، فرزند علّامه سیّدمحمد، می‌گوید که یکی از دوستان که من نمی‌توانم خلاف خواستۀ او عمل کنم و نمی‌توانم در تأمین خواسته‌اش درنگ روا بدارم، از من خواست که مختصری از احوال مؤلّف این کتاب،  به​طوری​که نه خیلی کوتاه و نه طولانی باشد، بیان کنم تا خوانندۀ آن آگاه و بینا باشد؛ من هم با همۀ امکانات اندکم با توکّل به خداوند متعال پذیرفتم و خدای بزرگ را بر نعمت​های فراوانش شکرگزارم و او درهرحال مرا کافی است.

ازاین ​رو، می‌گویم که کتاب نیکوی موسوم به «نجاهالعباد» ازجمله تألیفات امام بلندهمّت، کاشف احکام ریز و دقیق اسلام با گوهر سخن، گشایندۀ گره‌ها از مشکلات و مسائل حلال و حرام از آن نوع راه​حلّ​ها که پیدا نمی‌شود و فقهای معروف به آن​ها نپرداخته‌اند، عالم بسیار دانا و آگاه، با کمال و فهم، بسیار بزرگوار و سرشار خیر و دانش، وارث پیامبران و فرستادگان خدا، دارای علوم و دانش​های ائمّۀ اطهار، شیخ فقیه چیره​دست باوقار، ابر باران​زای و دریای پربار، همچون شمشیر برّاق دارای عزم و ارادۀ آهنین و استوار، شیخمحمّدحسن، فرزند شیخباقر، درگذشته در سال 1266(ه.ق.) که خداوند باران رحمتش را بر خاکش بباراند، می‌باشد؛ کتابی که ازجمله رساله‌های عملیّه‌ای است که اعمال مکلّفین در مسائل طهارت و نماز بر پایه و محور آن انجام می‌شود و در حکم متون سخت فقهی است، و بلکه هرآنچه از قلم آن بزرگوار تراوش کرده و به رشتۀ تحریر و تألیف درآمده برنامه و قانونی برای مقلّدین اعمّ از زنان و مردان مؤمن می‌باشد؛ همانند آنچه که در مورد خون​های سه‌گانه، روزه، اعتکاف، احکام مردگان، زکات‌، خمس‌، ارث و میراث ‌نوشته است که تماماً ذیل نام همین رساله آمده است؛ چرا که این رسالۀ بسیار عظیم و گسترده و بسیار دشوار و با نهایت پیچیدگی است، به​طوری‌که حتّی بزرگ‌ترین مجتهدین را با فهمیدن عبارت​های آن امتحان می‌کنند و بلکه آن مجتهدین هم پشت رموز و اشارات این رساله می‌مانند. ازاین‌رو دو مجتهد متأخّر، یکی شیخ ما امام اعظم[1] و دیگری بزرگوارترین و گرامی‌ترین سیّد[2] و سرورمان و مراجع ​جلیل ​القدر مردمان این روزگار، که خداوند اجر و پاداششان را در آغاز و انجام کار بیشتر و بیشتر بگرداند، آن را مورد توجّه قرار داده و حواشی مهمّ و ارزشمند و فتاوی قوی و استوار بر آن نوشتند و من گمان می‌کنم که این رساله از متون صریحی باشد که متون قدیم را نسخ کرده و این رساله برای همیشه باقی مانده و در   ​دل‌های اهل فضیلت تا ظهور امام زمان رسوخ و ریشه می​یابد، زیرا در آن حیات ابدی برای امّت برحقّ تا هروقت که پیام اسلام، والا و فائق، و سنّت دادگرانه پابرجاست، نهفته است؛ و بدین​گونه این رساله در ترازوی اعمال، مرکّب علما را بر خون شهیدان برتری داده است، چرا که شهیدان به​طور عینی نزد پروردگارشان زنده​اند، ولی علما به برکت مرکّب خود برانگیزاننده برای احیای گروهی از مردمان هستند تا از شریعت پیروی کنند.

به‌طور‌کلّی این رسالۀ شریفه با حواشی اضافه‌شده، همچون گوهری ناب بوده که هیچ‌‌یک از مشاهیر اقدام به شرح آن با چیدن استدلال‌ها آن‌گونه که شایستۀ عظمت شأن و مقام و وزن و اعتبار آن باشد نکرده‌اند؛ تا اینکه جناب دایی این‌جانب و پسرعموی پدرم[3]، سرور و تکیه‌گاه و پیشوای بزرگوار، قاطع و نیرومند، دلیر و بردبار، علّامۀ علما، وفهمیده‌‌ترین فقیهان، صدرنشین تحقیق و پرچمدار تدقیق، آسمان دانش و پرتو آن، روشنایی شکوه و افتخار و درخشش آن، خورشید کمال و ماه تابان آن، گلستان زیبایی و شکوفۀ آن، دریای فضلیت و ساحل آن، رود جاری فقه و فقاهت و مراحل آن، یگانه و بی‌همتای روزگار، ستون و تکیه‌گاه زمانه، سرچشمه و زادگاه فصاحت، منبع و مدخل بلاغت، فریادرس مذهب و امّت و مسلمانان و پناه دنیا و دین و حجّتی در این زمانۀ اخیر، شیخ‌محمّد‌حسن، صاحب جواهر، کفیل یا سرشار دانش و اندیشه، با شجاعت براى انجام این امر مهم[4] برخاست با شیوۀ خاص خود که سوابق و زنجیره‌اش به ارکان دین و امّت و حاملان کتاب و سنّت شرح‌یافته در اجازه‌نامه‌ها، و توسّط صاحبان درایت و آگاهی، و تألیفات زیادشان در انواع فراوان دانش‌ها می‌رسد. جناب اجازه یافته از ایشان، هم برادر تنی من و دو سال کوچک‌تر از من و از بزرگ‌ترین علمای عصر ما و فقهای روزگار ما بود، و آن که خدای رحمتش کند، در شب عاشورا درگذشت و تولّدش هم در شب عاشورا و مدّت عمر شریفش سی‌و‌یک سال بود، نوظهور و یگانه‌ترین این زمانه‌ها در دامان ادب و فهم که سال و تاریخ رحلتش در این مصرع[5] جمع شده است: «داد جان در کوی جانان روز عاشورا حسین». خلاصه اینکه جناب اجازۀ اجتهاد‌دهنده و اجازۀ اجتهاد‌گرفته در سلسلۀ خاندان دانش و سرفرازی و همگی اهل عمل و معرفت بودند که در میان آنان گروهی از فقیهان باکمال و علمای باعمل، مانند سیّدکبیر، جدّ اعلای معروف در نزد آنان به «میر»، صاحب کتاب «المنظومه الخالیه عن الألف المألوفه»[6] و فرزند گران‌قدر او، افتخار پژوهش‌گران حاج سیّدمحمّد‌حسین[7]، صاحب تفسیر بر شرح لمعه و بعضی شرح‌ها بر دعاهای ارزشمند و دنباله‌ها و نوادگان آن دو هستند که افراد باکمال و دارای موقعیّت در درجات دانش‌ها و آگاهی‌ها می‌باشند، همانند سرور محقّق، صاحب کتاب «الروضات»، و برادرش که علّامۀ مطلق و صاحب کتاب «مبانی الآصول وآصول آل‌الرسول» و سیّدمهدی‌‌المهتدی، صاحب «الرساله فی تعیین أبی‌بصیر»، از مشترکات علم رجال و علم درایه  و سایر علمای اعلام مانند شارح کتاب الدرّه که خداوند مقامش را عالی گرداند و ازجملۀ آن‌هاست پدر بزرگوارم جناب سیّد عالی‌مقام، تکیه‌گاه جلیل‌القدر، دریای موّاج، منبع عقل و خرد سرشار، زاهد پرهیزکار و فرد مهربان، خاتم یا نگین مجتهدان، داناترین در میان علمای قدیم و حال، برخوردار از یاری و تأیید و هدایت خدا، مرحوم آقاسیّدمحمّد، فرزند سرور و تکیه‌گاه و فقیه ماهر سیّدمحمّدصادق[8] فرزند سرور و تکیه‌گاه، علّامه سیّدمهدی، صاحب رسالۀ ابی‌بصیر، که پیش از این ذکر شد؛ همگی امامان جمعه و جماعت بودند که با نظر و توجّه آنان، ارکان و ستون‌های شریعت و احکام دین در این ولایت‌ها استوار ماند. خداوند خیر و نیکی باقی‌مانده از آنان را فزون‌تر سازد و به آنان قدرت و نیروی تحمّل و پایداری در بارگاهش را عطا کند و خاک مزارشان را مقدّس سازد و آنان را در دنیا و آخرت دنباله‌روی اجداد پاکشان قرار دهد. امیدوارم با الطاف بی‌پایان آفریدگار، این خاندان بزرگوار از امانت‌داران وحی و قرآن خالی نماند و در آنان علمای اهل عمل را قرار دهد تا آن زمان که دنیا را با ظهور قائم به‌حقّ، خاتم اوصیاء، که خشنودی خدا را با خود دارند پر از عدل و برابری آشکار سازد. خدایا ظهورش را هرچه زودتر محقّق کن و با وجودش غبار شرک و خواری را از چهرۀ اهل ایمان بزدای به‌حقّ او و به حرمت پدران معصومش آمین یا ربّ‌العالمین.

بزرگوارترین و سعادتمندترین آقا و مولا، سرور والامقام و سرفرازترین ما، معدن شکوه و بلندمرتبه‌گی، سرچشمۀ فضیلت، عالم بزرگ و معتمد میرزاسیّدحسن، فرزند فقیه یگانه‌، کم‌نظیر دورانش و مبرّا ازهر عیب و نقصی، مولا و آقای ما، سیّد‌حسین خوانساری، که مرقد شریفش معطّر باد، به دستور مؤلّف پژوهش‌گر، که سایه‌اش مستدام باد، سعی و کوشش وافر و نهایت تلاش خود را برای بازنویسی و مقابلۀ آن با نسخۀ تصحیح‌شدۀ اصلی به کار گرفت که خداوند تلاشش را موفّق کند و به او پاداش فراوان عطا فرماید و او را در مقابلۀ کتاب با جناب عالم فاضل باکمال، نمونۀ واعظان و نخبۀ حدیث‌گویان، آقامیرزامحمّدعلی، فرزند مرحوم حاج‌محمّدحسین، معروف به عطّار خوانساری یاری کند.

جناب علّامۀ سرشار فهم و فضیلت و دریای بی‌کران خیر و دانش، گزیدۀ چیره‌دستی و نیک‌خُلقی، نمونۀ نیکان و نخبۀ بزرگان و تاجران، آقامیرزاجمال، فرزند جناب عالم اهل عمل و کمال، بزرگ شخصیّت‌های والاقدر و صدرنشین، نمونه و اسوۀ بزرگان و ارکان و تاج‌ سر حجّاج و مردم، حاج‌شیخ‌محمّدحسین خوانساری اصفهانی چاپ آن را در دار الخلافۀ تهران – که خدا این شهر را از گزند حوادث نگه دارد – برعهده گرفت. خداوند تلاش هر دو را موفّق کند و پاداش و جزای خیر فراوان به آن دو عطا فرماید. چاپ این کتاب در چاپخانۀ استاد ماهر در چاپ، آقامیرزاعلی‌اصغر تهرانی، مدیر چاپخانۀ مروی انجام شد و در ماه ربیع‌الثانی سال 1332 از هجرت پیامبر، که هزاران درود و ستایش بر او باد به زیر چاپ رفت. از خوانندگان و استفاده‌کنندگان، یعنی مؤمنان و بندگان صالح و صاحبان علم و خرد می‌خواهیم که به‌طور خاص ما را با دعای خیر یاد کنند.

****

حواشی دست‌نوشته

حاشیۀ بالا: گوشۀ سمت چپ

آگهی

ازطرف مخزن صحیفه‌های الهی و مجمع کتاب‌های اسلامی، معروف به کتابخانۀ ایران، که خداوند آن را از گزند حوادث نگه دارد، لازم است اعلام کنیم که هر کتاب یا رساله، مرتبط با مذهب شیعۀ اثناعشری، چاپ‌شده، و نیز کتاب‌های مورد‌قبول و چاپ‌شده در این عصر ما، نزد ما موجود است.

حواشی سمت راست: به‌ترتیب از بالا به پایین و از راست به چپ:

  • سند شیعه، محقّق نراقی که خدا مقامش را عالی کند!
  • فقها در اینجا ازعلّامۀ حلّی (خدا مقامش را عالی کند!) یاد کرده اند.
  • کتاب «آیات الاحکام»، مرحوم شیخ‌احمد جزائری
  • کتاب «منازل الاحکام»، شیخ‌رفیع‌الجادبی که با حواشی مرحوم بهبهانی حاشیه‌نویسی شده است.
  • کتاب «جامع الشتات»، محّقق قمی، که خدا درجه و مقامش را بالاتر ببرد!
  • کتاب «لوامع صاحبقرانی»، جلد اوّل؛ شرح مفصّلی بر کتاب «من لایحضره الفقیه» به فارسی: از فصل طهارت تا فصل حجّ که شایستۀ دیدن است و هرکس دنبالش باشد آن را پیدا می کند.
  • کتاب «المکاسب» شیخ‌مرتضی انصاری با ملحقّات و حواشی علمای متأخّر، که خداوند مرقدشان را منورکند!
  • کتاب «الطهاره» که آن هم تألیف شیخ (شیخ‌مرتضی انصاری) است.
  • کتاب «جواهرالاحکام فی شرح شرایع‌الاسلام»، تألیف مرحوم شیخ‌محمّدحسن.
  • کتاب «قواعد الاحکام» مرحوم علّامه.
  • کتاب «قوانین‌الاصول»
  • کتاب «روضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه»
  • شرح نهج‌البلاغۀ میرزامحمّدباقر لاهیجی، معروف به نوّاب، به زبان فارسی.
  • تفسیر فیض[9] معروف به تفسیر«الصافی»، همراه با «الأصفی»[10] که زیر چاپ می باشد.

در مجموع، کتاب‌های رایج و معمول درتفسیر قرآن، حدیث، فقه و اصول و مقدّمات آن، بی‌شمار موجود است، هر کس دنبال این کتاب‌ها باشد، آن‌ها را می‌یابد.

[1] – شاید منظور شیخ‌محمّد‌حسن نجفی صاحب جواهر باشد (یادداشت بر نسخۀ فارسی).

[2] – شاید منظورسیّدابوالحسن اصفهانی باشد (یادداشت بر نسخۀ فارسی).

[3] سیّدابوتراب خوانساری نجفی (1271- 1346 ه.ق.)

بنگرید به نوشتۀ ما، ذیل: سیّدحسین‌بن‌ابواقاسم‌جعفر، صفحه‌های 35-36. در تصویر صفحۀ 36، سیّدمحمّدحسن در سمت چپ عکس، و سیّدحسین در سمت راست است.

به‌اشتباه تاریخ ذیل تصویر سیّدابوتراب خوانساری نجفی، در صفحۀ 35 کتاب ما: «چهار نوشته دربارۀ خوانسار»، شوّال 1323 قمری، تاریخ عکس‌برداری، به‌جای تاریخ فوت درج شده است (یادداشت بر نسخۀ فارسی).

[4] – شرح این رسالۀ نجاه‌العباد

[5]  – به فارسی و به‌حساب ابجد = 1327 (ه.ق.) = 1287 شمسی

[6] – منظومۀ سه‌هزار بیتی، یا منظومۀ میمیّه، خالی از همزه و الف. بنگرید به صفحۀ نهم: چهار نوشته دربارۀ خوانسار.

[7] – بنگرید به: سیّدحسین‌این‌ابوالقاسم‌جعفر، همان کتاب، صفحۀ 31

[8]  بنیانگذار «عمارت میرمحمّدصادق» (بنگرید به نوشته‌های ما، ذیل: خوانسار، عمارت میرمحمّدصادق، و «چهار نوشته دربارۀ خوانسار»، که پیشتر ذیل «مطالعاتی دربارۀ خوانسار» منتشر شده است (یادداشت بر نسخۀ فارسی).

[9] – ملّامحسن فیض کاشانی

[10] – خلاصۀ «تفسیر الصافی» فیض کاشانی

  • ویرایشگر متنی ما در همین حدّ میتواند رسم الخطّ ما را بازتاب دهد. نسخۀ درست، همان نسخۀ PDF است که ضمیمه است. 
حسین نجفی‌زاده (نجفی زاده)، تهران ( شنبه ، 6 اردیبهشت ، 1399 )

© انتشار برگردان فارسی مقدّمۀ فارسی سیّدمحمّدحسن موسوی خوانساری بر سبیل‌الرشاد به سیاقی که در این وبگاه آمده، بدون اجازۀ کتبی از www.najafizadeh.org ممنوع است.

   © Copyright  2012 - 2020  www.najafizadeh.org. All rights reserved.